ورود     ثبت نام
 
 
Skip Navigation Links
صفحه نخست
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
هنرمندانExpand  هنرمندان
درباره استانExpand درباره استان
فعالیت هاExpand فعالیت ها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره مركزExpand درباره مركز
توليداتExpand توليدات
نمایشگاه مجازیExpand نمایشگاه مجازی
 
تاریخ انتشار  :  12:00 عصر ۱۳۹۶/۱۱/۱۹
تعداد بازدید  :  121
Print
   
تبلیغ و ابزار تبلیغی باید در خدمت فرهنگ باشد

سینا دلشادی رییس حوزه هنری مازندران درباره مقایسه کارهای تبلیغی و امور فرهنگی چنین نوشت:



به گزارش روابط عمومی حوزه هنری مازندران،  سینا دلشادی رییس این نهاد در یادداشتی به تفاوت  های کارهای تبلیغاتی از امور فرهنگی  پرداخت.
  تنها کسانی اهمیت فرهنگ و کار فرهنگی را درک می کنند که از یک بینش عمیق و نوعی فرهیختگی برخوردار باشند.
  اینان می دانند که برای توفیق در برنامه های توسعه و پیشرفت ملت و مملکت، مسئله فرهنگ به منزله زیربنا نسبت به سایر امور و حوزه ها است. 
  هرچه فکر می کنم پیروزی یا شکستی را در تاریخ سراغ ندارم که با فرهنگ مرتبط نبوده باشد و معتقدم مطالعه تاریخ اگر با رویکرد فرهنگ کاوانه باشد، درس ها و عبرت های آن می تواند در سیاستگزاریها و تصمیم سازی های فرهنگی بسیار مفید و کاربردی واقع شود.
  فرض نگارنده بر آن است که مخاطب محترم با تعاریف و مفهوم فرهنگ آشناست و تنها این چند نکته را مرور می کنم  که فرهنگ روح و جان حاکم بر رفتار و اعمال ما و اساس تربیت و شخصیت هر انسان و وجه متمایزه ی او با حیوان است و به همین اعتبار اساس استقلال و هویت هر ملت و کشوری است.
  در واقع فرهنگ را می توان نظامی فکری دانست که در گفتار و رفتار جامعه متجلّی می شود و در یک نگرش کلّی و جامع، فرهنگ همان شیوه و اسلوب زندگی است. در امتداد همین معناست که فرهنگ را می توان مهمترین عامل در شخصیت دادن و شکوفا کردن استعدادهای درونی افراد جامعه و هویت بخش برای آن به شمار آورد.
  با این اوصاف و در یک برداشت مصطلح و عامیانه، کار فرهنگی که این  روزها دهه مبارک فجر1396 زیاد می شنویم به چه معناست و چه نقش و کارکردی را باید در جامعه ایفا نماید؟  
  اگر به همین چند سطر اخیر مراجعه کنیم به پاسخ روشنی می رسیم و آن پاسخ به اختصار عبارتست از این نکته که کار فرهنگی باید مقوّم داشته ها و اصالت خود و زمینه ساز و ظرفیت ساز برای دوام و قوام عزّت و استقلال فرد و جامعه باشد و بتواند با اتصال گذشته به آینده از شکاف بین نسلی و خلاء هویتی پیشگیری نماید با عنایت به این نکته که فرهنگ امری سفارشی نیست و مدیریت آن نیز نمی تواند تعیینی باشد، ظرافت کار فرهنگی نیز بیشتر روشن می شود.
  از طرفی دیگر وقتی سطوح و لایه های فرهنگ را بررسی می کنیم درمی یابیم که اصل و ریشه آن باورها و اعتقادات هر فرد است.(فعلا در این مقال به تفکیک آن به سه سطح فرد، سازمان و فراسازمان نمی پردازم) پس کار فرهنگی عمیق، ریشه ای، تثبیتی و تاملی است. اصولا کار فرهنگی با شتاب زدگی و سطحی نگری، سنخیت و همخوانی ندارد. امّا آنچه امروز غالباً به عنوان کار فرهنگی معرفی می شود و متاسفانه در سیاستگزاری ها و تصمیم سازی ها و به ویژه در تصمیم گیری ها و در حوزه اجرا مورد توجه قرار نمی گیرد، با اندکی ارفاق! اموری تبلیغی است آن هم اغلب از جنس خبریِ آن که حتی به  سختی می توان آن را در زمره تبلیغات فرهنگی طبقه بندی کرد.
  گرچه اگر همین حد هم یعنی تبلیغات فرهنگی درست برنامه ریزی و اجرا می شد باز جای دلخوشی داشت چرا که خود تبلیغات فرهنگی در شکل اصیل آن در خدمت تقویت ریشه های فرهنگی مردم و جامعه است و با آموزش غیرمستقیم و غیررسمی (در جهت اطلاع و انتقال پیامهای فرهنگی) که می تواند بسیار موثر باشد قرین و مانوس است.
  یکی از مشکلات جدی در عرصه فرهنگ و کار فرهنگی، نگاه کاهش گرایانه به این موضوع بسیار مهم و اساسی است به گونه ای که کار فرهنگی در اذهان بسیاری به بخشی و جلوه هایی از امور تبلیغی، تزئینی و تشریفاتی تبدیل می شود. آن وقت چون جلوه ای دارد و معمولا از ظاهری آراسته و پیراسته برخوردار است به چشم مخاطب هم می آید و یک رضایت نسبی و موقتی هم در ذهن ایشان و البته دست اندرکاران امور ایجاد می کند! مانند اینکه شما یک صحنه آرایی و دکوربندی زیبارا ببینیدو فارغ از محتوای آن درگیر سطح و لایه بیرونی موضوع شوید، در حالی که خوراک اصلی محتوا بوده است نه شکل و ظاهر و این هم درد دیگری در حوزه فرهنگ و کار فرهنگی است، یعنی جایگزین شدن اقدامات دکوراتیو به جای اقدامات درون کاوانه!
  در همین ایام دهه مبارک فجر که جشن تولد چهل سالگی انقلاب اسلامی ایران است چه عملکردی را شاهد هستیم؟ آیا با یک سری اقدامات سطحی و ساده و در عین حال بزک کرده می توان خیال خود را راحت کرد که کار فرهنگی کردیم؟ گرچه قطعا نباید منکر برنامه ها و فعالیت های اصیل انجام شده باشیم اما آنچه بیشتر به چشم می آید اقداماتی کلیشه ای، تکراری و نامتناسب با جنس مخاطب امروز و عدم شناخت نیازها و علایق اوست.
  گرچه باید اصل این نقیصه را در همان شناخت ناکامل فرهنگ و ناکارآمدی بخشی از مدیران فرهنگی(و غیر فرهنگی) در حوزه نظر و عمل دانست اما شاید بتوان معرفی و ارائه ی غیر هنرمندانه و کلیشه ای دستاوردهای انقلاب اسلامی را مهمترین ضایعه در برنامه ها و اقدامات این دهه ی مبارک دانست.
  بدیهی است نکات مطروحه بدین معنا نیست که مثلا سرود انقلابی پخش نکنیم، آذین بندی نکنیم، جشن نگیریم و... نخیر! اینها در جای خودش ضروری و لازم است.  
امّا نقد آنجاست که ما برنامه ها و فعالیت های بابسته ی فرهنگی را به این امور تقلیل دهیم و  خیال خود را از بابت وظایف و تکالیف فرهنگی خود در دهه ی مبارک فجر آسوده نماییم! و حتماً  بعد هم با خود بگوییم که خوب! ما دین خود را به امام و انقلاب ادا کردیم و بعد از 22 بهمن هم نفسی چاق کنیم و برای مناسبت بعدی آماده شویم ...
اصلاً همین نگاه مناسبتی و تقویمی یکی از گیرهای کار است که منجر به انفعال و دوری از خلاقیت می شود .
اینکه یک الگوی دو گانه ی کلیشه ای قبل از 57 و بعد از 57 ترسیم کنیم و مرتباً بخواهیم همه چیز را با این دو گانه تفسیر کنیم، اشتباه بزرگی است و منجر به مخاطب گریزی و کم اثر شدن اقدامات ما می شود.
کار فرهنگی باید هم شعارهای انقلاب را زنده نگاه دارد و هم شعور فرهنگی و سیاسی مخاطبان را تقویت  کند و در عین حال با علم، عقل و منطق سازگار  باشد. 
این مهم میسر نمی شود مگر آنکه رفتار عاملان فرهنگساز و مروّجان ارزش های مدّنظر، تصنّعی و نمایشی نبوده و سرشار از خودباوری و اعتماد به نفس باشد که لازمه ی آن ایمان و عزم راسخ به وعده  ها و سنن الهی است. این ایمان که خود جهت دهنده است در کنار علوم، فنون و مهارتهای مورد نیاز می تواند نتیجه بخش شود. 
نباید فراموش کرد که تبلیغ و ابزار تبلیغ باید در خدمت فرهنگ، برنامه ها و فعالیتهای فرهنگی باشد نه اینکه جای این دو با هم عوض شود. کار فرهنگی واقعی میزان درک و شعور و معدّل آگاهی های مخاطب را به طرز مشخص و تثبیت شده ای افزایش می دهد و در صورت تداوم منجر به نهادینه شدن ارزش ها و تغییر در نگرش و نهایتاً رفتار انسانها می شود که بهترین شیوه برای مقابله و جلوگیری از نفوذ فرهنگهای غربی و مهاجم است . در غیر این صورت گرچه ممکن است با انجام تبلیغات در برهه ای از زمان، افکار عمومی را متوجه خود کنیم امّا به سرعت اثرگذاری خود را از دست خواهیم داد و چه بسا با تبلیغات نادرست، ناخواسته به فرهنگ خودی صدمه و خسارت هم وارد کنیم. کار فرهنگی تعطیل بردار نیست و باید به صورت مداوم و هدفمند با استفاده از ابزارهای تبلیغی و به ویژه زبان بی بدیل هنر در کار نفوذ ارزش های دینی و انقلابی در بدنه ی جامعه تلاش شبانه روزی کرد و البته باید در این مسیر توجّه و نگرش مسئولین امر  بیش از پیش بر این موضوع متمرکز شود .  


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال