ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه اصلیExpand صفحه اصلی
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
هنرمندانExpand  هنرمندان
درباره استانExpand درباره استان
فعالیت هاExpand فعالیت ها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره مركزExpand درباره مركز
توليداتExpand توليدات
نمایشگاه مجازیExpand نمایشگاه مجازی
 
 
 
زمان ...
يکشنبه، 31 شهريور 1398 Label
     
 
6 بهمن

     
 
6 بهمن سالروز حماسه آفرینی مردم آمل

     
 
سخنان بزرگان به مناسبت 6 بهمن ، سالروز حماسه آفرینی مردم آمل

بیانات بزرگان برای 6 بهمن

 باید از مردم آمل تشكر كنیم-امام خمینی(ره) :

شما ملاحظه فرمودید كه این‌ها در داخل تبلیغات زیاد مى‏كردند، به خارج هم كه رفتند تبلیغات زیاد مى‏كنند؛ به این‌كه مردم در اختناق‏اند و خودشان همه مخالف‏اند با جمهورى اسلامى. در صد، شش تا موافق دارد جمهورى اسلامى، یا فوقش ده تا، ولى سایرین همه موافق منفى و مخالف هستند. و دیدند كه همه‌ی آمال‌شان را به شمال دوخته بودند و بیشتر تبلیغات این بود كه شمال دیگر تقریباً صددرصد مخالف با جمهورى اسلامى هستند. و این‌ها همه‌ی قوای‌شان را جمع كردند و به آمل آن حمله‌ی وحشیانه‌ی غافل‌گیرانه را كردند، به امید این‌كه مردم آمل هم با آن‌ها هم‌دست بشوند و آمل را مركز استان قرار بدهند و بعد مازندران و جاهاى دیگر و رشت و همه‌ی جاها را بگیرند و جلو بروند.

این‌ها به خیال خودشان با دست ملت مى‏خواستند كه - همان ملتى كه آن‌ها تراشیدند كه مخالفند با جمهورى اسلامى- با این‌ها بیایند و مركز را هم بگیرند و حكومت را تغییر بدهند و بعد هم هرطورى كه دل‌شان مى‏خواهد عمل بكنند، مرتجعین را هم از بین ببرند! وقتى مواجه شدند با مخالفت مردم - مهم مخالفت مردم بود- [شكست خوردند] و ما باید تشكر كنیم از شهر آمل و آن مردم فداكار كه مع‌الأسف، خوب عده‏اى را هم شهید دادند، لكن خوب این مطلب را ثابت كردند كه آن‌جایى كه شما تمام آمال‌تان به آن‌جا بود با شما مخالفند؛ حالا شما مى‏خواهید بیایید قم؟ مى‏خواهید بیایید تهران، جاهاى دیگر؟

صحیفه امام، ج‏16، ص3


 بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم امل در تاریخ 21/3/1377 :

بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم امل در تاریخ 21/3/1377

بسم‏ اللَّه‏ الرّحمن‏ الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين المعصومين. سيّما بقيّةاللَّه فى‏الارضين.

خداى بزرگوار و عزيز را سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت كرد تا بتوانم وعده قبلى خودم را به شما مردم عزيز، مؤمن و انقلابى آمل عمل كنم و به زيارت و ديدار شما به شهر آمل بيايم. خوشحالم از اين‏كه در جمع شما مردم مؤمن و خونگرم هستم؛ چه مردم خود شهر و چه كسانى كه از روستاها و اطراف، يا از شهرهاى ديگر تشريف آورده‏اند. دغدغه من اين بود كه نشود اين وعده قبلى را انجاز كنيم؛ اما خداى متعال منّت نهاد و بحمداللَّه وعده تحقّق پيدا كرد.

شهر شما هم در گذشته و هم در دوران انقلاب، شهر درخشانى بوده است؛ تاريخ درخشانى پشت سر اين مردم مؤمن و خونگرم است. مردم شهر آمل در گذشته - در دورانى كه شمشير مبارزان در سرتاسر دنياى آن روز پيش مى‏رفت - در مقابل شمشيرها تسليم نشدند؛ اما پيام حقّ و حقيقت را از خاندان پيامبر، با عاطفه و محبّت و عشقى كه به آن خاندان داشتند، دريافت كردند.

اين‏جا جزو معدود مناطقى است كه مردم، اسلام را از خاندان پيامبر، بدون واسطه فرا گرفته و آموخته‏اند. پايگاه ولايت است؛ محل توجّه خاندان پيامبر عليهم‏الصّلاةوالسّلام است. منطقه شما نقطه‏اى است كه قديميترين حكومتهاى علوى در آن تشكيل شده است. بزرگان خاندان پيامبر - مثل داعى كبير و ناصر كبير و بقيه خاندان حسنيّون - و اولاد پيامبر عليهم‏الصّلاةوالسّلام، با تكيه به مردم اين منطقه توانستند پرچم اسلام، پرچم ولايت و پرچم معارف زلال قرآنى را در اين منطقه برافرازند و مردم را از اين سرچشمه زلال، سيراب كنند. لذا در طول زمان، علماى بزرگ - چه فقها، چه فلاسفه، چه مورّخين و چه عرفاى نامدار - از اين منطقه برخاسته‏اند.

وقتى كه به فهرست كتابخانه‏ها و مفاخر علمى دنياى اسلام و شيعه مى‏نگريم، بارها و بارها نام آمل و نسبت آملى را ملاحظه مى‏كنيم. فقيه، فيلسوف، عارف، شاعر و بزرگانى از اين منطقه برخاسته‏اند كه هر كدام از آنها ستاره درخشانى در آسمان معارف و فرهنگ اسلامى هستند. اين‏جا پايگاه فرهنگ اصيل و ريشه‏دار اسلام و تشيّع است. خدا را شكر بر اين منطقه اين‏قدر با بركت.

بركات الهى بر شما، در سرسبزى زمين خلاصه نشده است؛ سرسبزى عالمِ معنا و فكر و ذهن، از اين بالاتر است، «والبلد الطيّب يخرج نباته باذن ربّه»(1). امروز هم بحمداللَّه بزرگانى از اين منطقه مى‏درخشند كه اين دو گوهر درخشان منطقه آمل - حضرت آيةاللَّه حسن‏زاده و حضرت آيةاللَّه جوادى آملى - نمونه‏هاى بارز آنند. بحمداللَّه فضلا، علما و بزرگانى در اين منطقه، خود را توانسته‏اند بر همه كسانى كه مشتاق علم و معرفتند، نشان دهند.

بعد از دوران انقلاب، وقتى كسى نگاه مى‏كند مى‏بيند اين منطقه يكى از مناطقى است كه توانست حركت ماندگارى براى تحكيم انقلاب، از خود نشان دهد. قبل از جنگ و در اثناى جنگ، در مقابله با دشمن متجاوز به مرزها، تعداد شهيدان اين منطقه و همچنين جانبازان زياد است. بالاتر از همه اينها در مقابله با ضدّ انقلاب داخلى كه خيال مى‏كرد خواهد توانست عَلَم مخالفت با اسلام و انقلاب اسلامى را در اين منطقه به اهتزاز درآورد، شما مردم، شما جوانان و بسيجيان، شما زن و مرد، افراد اين شهر و يكايك مردم توانستيد شهر خودتان را شهر هزار سنگر كنيد. در واقع شهر خودتان را به صورت سنگر اسلام و سنگر انقلاب درآوريد. گوارا باد بر شما اين جايگاه مستحكم و اين ثبات قدم.

آنچه كه من به اين مناسبت به شما مردم عزيز عرض مى‏كنم، اين است كه تشكيل حكومتى بر پايه مبانى قرآن، از بعد از صدر اسلام، يك پديده بى‏نظير بود. چنين چيزى را كه مسلمين، مشتاق آن هم بودند، هرگز نتوانسته بودند ببينند و توفيق آن را نيافته بودند. ملت ايران به بركت الطاف خاص الهى و به بركت هديه بزرگى كه خداوند در اين زمان به اين ملت داد - يعنى وجود آن مرد ملكوتىِ معنوى الهى، آن فقيهِ حكيمِ عارف باللَّه، آن مؤمن متّقىِ حقيقى، امام خمينى كه حقيقتاً هديه ارزنده و بى‏نظيرى بود كه خدا به مردم ايران داد - توانست شاهد تحقّق اين پديده در كشور خود باشد.

عزيزان من! اگر تشكيل حكومت اسلامى از خاصيتهاى اسلام بيگانه باشد - يعنى اگر با ظلم و بدى و شرارت به مقابله نپردازد - شايد دشمن مهمّى هم پيدا نكند؛ اما اسلام فقط اكتفا نمى‏كند كه شعار طرفدارى از انسانيت سر دهد، بلكه اسلام براى تحقّق اين شعار، مبارزه و مقابله با شرارت و شيطانيّت را هم سر مى‏دهد. در واقع براى اين‏كه اسلام بتواند سعادت را براى انسانها محقّق كند، بايد با عوامل و عناصرى كه ضدّ انسانيت و ضدّ سعادت انسان حركت مى‏كنند و حياتشان وابسته به آن است، مبارزه كند. لذا در اسلام، جهاد و مبارزه وجود دارد. در سرتاسر قرآن، نام شيطان و مفهوم شيطنت، از بسيارى از مفاهيم، بيشتر تكرار شده است(2)؛ براى اين‏كه مردم، شيطان و حضور شيطان را فراموش نكنند. اگر فراموش كرديد كه دشمن در كمين شماست، غفلت، شما را فرا خواهد گرفت، حركت را كُند خواهد كرد و از بين خواهد برد - يعنى بزرگترين فرصت براى دشمن است - لذا شما ببينيد در طول اين سالهاى متمادى، هر وقت، هر كسى و هرجا، از دشمنى دشمنان و توطئه مستكبران و دشمنى امريكا و اسرائيل و بقيه مخالفان آزادى و سعادت بشر، سخن گفته است، از سوى تبليغاتچيهاى جهانى مورد تخطئه قرار گرفته است! آنها مى‏خواهند ملت ايران فراموش كند كه دشمنى دارد. در سايه اين فراموشى است كه مى‏توانند مردم را به مسائلى كوچكتر، سرگرم كنند و ميانشان اختلاف بيندازند. يك ملت و يك جمعيت، وقتى بداند كه دشمن در كمين اوست، به مسائل كوچك، به مسائل روزمرّه و درجه دوم، مشغول نخواهد شد. اگر اختلافى هم دارد، آن را على‏العجاله كنار مى‏گذارد؛ اما وقتى از دشمن غافل شد، مسائل كوچكِ داخلى، عمده مى‏شود؛ اختلافات، بزرگ مى‏شود و افراد به جان هم مى‏افتند و جناحها تشكيل مى‏گردد. اين بر اثر غفلت از دشمن است.

عزيزان من! يكى از كارهاى مهمّ دشمن همين است كه شما و ما را از وجود خود غافل كند، تا ما دشمن را در ميان خود جستجو كنيم و دنبال دشمن در ميان خوديها بگرديم! وقتى كسى دشمن بزرگى دارد كه در بيرون مرزهاى او منتظر فرصت است، هرگز به دشمنان كوچك، به دشمنان خيالى و به دشمنان جناحى توجّه نمى‏كند. ما دشمنان بزرگى داريم.

معنا و مفهوم شعار «آزادى» كه ملت اسلام و ملت ايران سر مى‏دهد چيست؟ آزادى از سلطه زورگويان، آزادى از دخالت و نفوذ بيگانگان، آزادى از دخالتهاى عناصرى كه هرجا دخالت كرده‏اند، شرّ و فساد و بدبختى و حتى فقر و نكبت به وجود آورده‏اند. شما نگاه كنيد به كشورهايى كه - به اصطلاح - به آنها كشورهاى در حال توسعه، يا عقب‏افتاده، يا كشورهاى جهان سوم مى‏گويند. كداميك از آنها توانستند از ناحيه دخالت امريكا، دخالت بانك جهانى، دخالت مراكز و اقطاب سياسى عالم، طرْفى ببندند و كارى بكنند و سعادتى براى خودشان درست كنند؟! ملت مستقل و آزاد، آن ملتى است كه بتواند روى پاى خود بايستد، با امكانات خود كار كند، با اراده خود حركت كند، با وحدت و با جهتگيرى صحيح، با آنچه كه به صلاح او، براى او و تأمين‏كننده آينده اوست، حركت كند؛ اين ملت به جايى خواهد رسيد. همچنان كه ملت ايران در اين نوزده سال‏واندى كه تا امروز از انقلاب عظيم و شكوهمند مى‏گذرد، گامهاى بلندى برداشته و كارهاى بزرگى انجام داده است. البته ما تا هدف نهايى، خيلى فاصله داريم و خيلى بايد تلاش كنيم؛ اما به بركت آزاد شدن از جاذبه مغناطيسى غلطِ مضرِّ بيمارگونه استكبار جهانى، توانستيم به خودمان بپردازيم. چقدر آثار علمى، چقدر شكوفاييها، چقدر حركتهاى عظيم، چقدر حيثيّت و چقدر اميد در اين ملت به وجود آمد! اين ملت زنده شد. بايستى اين راه همين‏طور ادامه پيدا كند.

عزيزان من! در صدر اسلام - در زمان طلوع اسلام - قرآن از كسانى ياد مى‏كند كه به بعضى از آنها منافق مى‏گويد: «فى قلوبهم مرض»(3). اينها در هنگام سختيها وقتى با دشمن مواجه مى‏شوند، بى‏كاره‏اند، ترسو، كناره‏گزين و عافيت‏طلبند، وقتى كه يك ملت در شدايد و سختيها قرار مى‏گيرد، از اينها هيچ اثرى نيست! «فاذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون اليك»(4)، مثل كسى كه مرگ در مقابل او قرار گرفته است، به تو نگاه مى‏كنند؛ از مرگ مى‏ترسند! چرا؟ چون خطر را احساس كرده‏اند. اما وقتى كه خطر برطرف مى‏شود، وقتى كه ديگر ميدانِ نشان دادن گوهر حقيقى انسان نيست، وقتى كه ميدان فرصت‏طلبانه است: «فاذا ذهب الخوف سلقوكم بالسنة حداد اشحة على الخير»!(5) اينها كسانى هستند كه وقتى ميدان، ميدان نشان دادن گوهر مردانگى است، نشان دادن جهاد و فداكارى است، نشان دادن مجاهدت است، اصلاً پيدايشان نيست! اما وقتى كه ميدان، ميدانى است كه خطرى - على‏الظّاهر - آن را تهديد نمى‏كند، مى‏بينيد كه زبانشان بر روى مؤمنان دراز است، زبانشان روى جوانان بسيجى و روى خانواده‏هاى شهدا دراز است. اينها آن نقاطى نيستند كه قرآن با چشم تحسين نگاهشان كند. تحسين در قرآن متعلّق به كسانى است كه وقتى روز شدّت است، با شدّت مى‏ايستند؛ وقتى روزى است كه دشمن، تهديدى متوجّه ملت و كشور كرده است، در صفوف مقدّم مى‏ايستند. آن وقتى هم كه وقت سازندگى، وقت كار اجتماعى، كار علمى، وقت درس خواندن و وقت تربيت و رشد استعدادهاست، باز در ميدانها - ميدانهايى كه مناسب اين كارهاست - با واقع‏بينى، با نجابت و با حلم دنبال اين هستند كه سودى از آنها به جامعه برسد. خدا را شكر مى‏كنيم كه در ميان ملت ما انسانهاى اين‏گونه زيادند و انسانهاى آن‏چنانى كمند.

من به شما فقط مى‏خواهم اين نكته را تأكيد و تكرار كنم؛ مى‏خواهم بگويم: اى مردم عزيز آمل! اى مردم شريف مازندران و اى همه ملت بزرگ ايران! كشور شما كشورى است كه خداى متعال آن را از نعم مادّى و معنوى، سرشار كرده است. استعدادهاى اين كشور، استعدادهاى اين آب و خاك و اين فرهنگ و اين تاريخ، به شماره نمى‏آيد! شما مى‏توانيد و شايسته آن هستيد كه ملتى باشيد كه ملتهاى ديگر از شما الگو بگيرند. در دوران حكومت طاغوتها، موانعى بر سر راه رشد و شكوفايى اين استعدادها و پيمودن اين راه وجود داشت؛ انقلاب عظيم شما مردم آمد و اين موانع را برداشت. اسلام عزيز با نورافكنهاى قوىِ آيات قرآنى، راه را روشن كرده است و شما در اين راه، به حركت درآمده‏ايد و گامهاى بلندى برداشته‏ايد. دشمنانى هم در كمين شما هستند. اگر بخواهيد مى‏توانيد اين راه را طى كنيد؛ همچنان كه تاكنون خواسته‏ايد و بحمداللَّه توانسته‏ايد. اگر بخواهيد اين راه را طى كنيد، شرط اساسى اين است كه اوّلاً وحدت كلمه خودتان را حفظ كنيد. ثانياً از راهنمايى اسلام و قرآن، يك لحظه جدا نشويد. امام عزيزِ بزرگوار ما به رهنمودهاى زمان حيات خود اكتفا نكرد؛ بلكه بعد از رفتن هم اين وصيتنامه گرانبها را گذاشته است. عزيزان من! اگر شما به وصيتنامه امام نگاه كنيد - من به شما جوانان توصيه مى‏كنم كه مخصوصاً به اين وصيتنامه مراجعه و مكرّر نگاه كنيد - خواهيد ديد كه از اوّل تا آخرِ آن دو نقطه درخشان وجود دارد و آن دو نقطه اين است: اوّل تمسّك به اسلام و ارزشها و قِيّم اسلامى و استفاده از راهنماييهاى اسلام كه شما را به سعادت مى‏رساند و راه را نشان مى‏دهد و دوم اتّحاد و اتّفاق.

دشمن سعى مى‏كند هر كسى را كه بگويد «اين ملت، دشمنى دارد و دشمنى در كمين اوست»، تخطئه كند! مى‏خواهند اين‏طور وانمود كنند كه نه آقا، چه دشمنى؟ كدام دشمن؟ حرفشان اين است كه شما ملت و اين جوانان پاكباخته مؤمنِ غيور، آسوده‏خاطر شويد كه دشمنى شما را تهديد نمى‏كند! وقتى جماعتى اين‏طور احساس كردند كه در بيرون، هيچ دشمنى ندارند، در درون خودشان دنبال دشمنان كوچك و خيالى و فرضى و جناحى مى‏گردند؛ آن‏وقت اختلافات به وجود مى‏آيد و رشد مى‏كند. نه آقا! اين‏گونه نيست. دشمنان سهمگينى در كمين اين ملت و اين كشور و اين انقلابند. اگرچه همين دشمنان سهمگين هم با همه قدرت ظاهريشان و به فضل پروردگار، تا امروز هيچ غلطى نتوانستند بكنند؛ بعد از اين هم به فضل پروردگار نخواهند توانست هيچ غلطى بكنند؛ اما اين موجب نمى‏شود كه ما از وجود دشمن، غافل بمانيم.

عزيزان من! توصيه بنده اين است كه گمان نكنيد دشمن، هميشه از مرزهاى جغرافيايى مى‏آيد - مرزهاى جغرافيايى كاملاً بسته است و كسى آن مرزها را نشكسته است - گاهى دشمن از مرزهاى فرهنگى مى‏آيد و منافذى در مرزهاى عقيدتى به وجود مى‏آورد. متوجّه آن دشمنان هم باشيد. هوشيارى شما، راه را به سوى سعادت اين ملت باز خواهد كرد و اميدواريم خداوند متعال، شما جوانان، شما مؤمنين، شما انسانهاى غيور و شما زن و مرد آزاده و رشيد و شجاع را موفّق بدارد.

من همين مقدار هم اميدوار نبودم بتوانم با شما صحبت كنم. خدا را شكر مى‏كنم كه الحمدللَّه حال من با ديدن شما مردم بهتر شد و توانستم صحبت كنم. به همين اندازه اكتفا نموده و چند دعا مى‏كنم:

پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، ما را در خدمت اسلام، زنده بدار و در خدمت اسلام بميران.

پروردگارا! اسلام و مسلمين را سربلند، ملت ايران را پيروز و دشمنانش را منكوب كن. ارواح طيّبه شهدا را در اعلى‏ عليّيّن، مشمول رحمت خود قرار بده. امام‏الشّهدا را با ائمّه معصومين محشور فرما.

پروردگارا! اين ملت را در راه خودش موفّق و مؤيّد كن. وحدت و اتّفاق را ميان اين ملت، روزبه‏روز مستحكم‏تر كن. اسلام عزيز را روزبه‏روز در ميان اين ملت، زنده‏تر و سرافرازتر گردان.

پروردگارا! همه مسلمانان جهان را با اسلام زنده بدار، آنها را در خدمت اسلام قرار بده و نعمت حيات طيّبه اسلامى را به همه امّت اسلامى عنايت فرما.

پروردگارا! قلب مقدّس ولىّ‏عصر را از ما راضى و خشنود كن. ما را مشمول ادعيه زاكيّه طيّبه طاهره آن بزرگوار قرار بده. پروردگارا! به ما نعمت بزرگ زيارت آن بزرگوار را عنايت كن. ما را در حضور و غيبتش، از سربازان حضرتش قرار بده. مرگ ما را جز به شهادت در راه خودت قرا مده.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏


سخنان حضرت علامه حسن زاده آملی در رابطه با حماسه ششم بهمن سال 60 :

 

من ششم بهمن سال 60آمل را مانند 22 بهمن سال 57 دیدم.

« آفرین بر شمائی که فقط با سلاح ایمان در مقابل آنان قیام کردید، چنانکه به آنان مهلت ندادید که در دارالمومنین «شهرستان آمل» نفس تازه کنند. عده‌ای از آنانرا به کیفرشان رسانده و عده‌ای را دستگیر و خلع سلاح کردید، شما بی‌سلاح و آنان مسلح، شما در پناه خدای عزوجل و آنان در پناه جنگل.»

و نیز در جای دیگری فرمودند:

«شما از این مشت محکمی که چون پتک پولادین بر دهن مهاجمان زدید خدا و پیغمبر را از خود خشنود کردید.»

کتاب حماسه مردم آمل، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بهمن ۱۳۶۱.

 

سخنان آیت الله جوادی آملی در مورد حماسه 6 بهمن 

  

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

بنده هم متقابلاً شهادت شش بهمن 1360 آمل را گرامی می‌دارم...

خب بالأخره ما الآن هزار سال است كه مادران ما پدران ما يا علی يا علی يا حسين يا حسين گفتند در اين منطقه. ما با ديگران خيلی فرق می‌كنيم. شما قدم به قدم ببينيد هر منطقه‌ای بالأخره يك امام‌زاده‌ای دارد. اين سادات بزرگوار آمدند، پيروان اهل بيت بودند اين منطقه را ولايت‌مدار كردند... 

و همان عرق تشيع و ولايت‌مداری در روز خطر به داد اين مملكت رسيد. نشانه‌اش همان است كه اين عزيزان هر يك ربع يك جوان قربانی شد. ده ساعت چهل تا جوان قربانی بشوند. يعنی هر پانزده دقيقه يك جوان را در طبق اخلاص گذاشتند.

جريان حمله جنگل و تاريخ آن شش بهمن گرچه شبيه برخی از نهضتهاست كه بيش از ده دوازده ساعت طول نكشيد؛  لكن از نظر زمينه دراز دامن است. چند تا درگيری در جنگل اتفاق افتاد، نيروهای عزيز سپاه و بسيج رفتند جنگل، چند بار درگيری شد، چند نفر شهيد شدند، چند نفر را كشتند، چند نفر را فراری كردند، چند نفر را زخمی كردند، سنگرهايی كه آنها در بالای كوه منگول گرفتند ، چند بار عزيزان رفتند.

دو سه بار نيروهای رزمی رفتند، جنگلبانها درگير شدند، شهدايی كه رفتند و درگير شدند، آنها بايد شناسايی بشود، تاريخ اينها مشخص بشود فرمانده اينها مشخص بشود... پيروزيها و شهامتهايی كه شده بايد حفظ بشود. بنابراين گاه‌شمار او حداقل مال يك سال است اين ‌طور نيست كه مال بيست و چهار ساعت باشد...

خدای سبحان همه شهدا و شهدای همه انقلابيون مخصوصاً شهدای شش بهمن را با اوليای خود با شهدای كربلا محشور بكند!
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 


     
 
6 بهمن

     
حوزه هنری مازندران | نقشه سايت