ورود     ثبت نام
 
 
 

گفتار چهارم

«در راه خیر، هم دل و هم زبان شویم»

همدل و هم زبان شدن منشأ خیرات و برکات بسیاری هم در حوزه های فردی و هم در حوزه های اجتماعی می شود چرا که تجمیع و تمرکز نیروها و افکار از یک روند افزایشی تصاعدی پیروی 
می کند. به عبارت دیگرحاصل جمع یک به علاوه یک بیش ازدو می شود!
از این مساله می توان با عنوان هم افزایی و سنیرژی یاد کرد که یکی از مباحث مهم عرصه مدیریت نیز به شمار می رود. اتحاد، انسجام و یگانگی در هر مسیری و با هر هدفی که باشد نتیجه ای بهتر و اثربخش تر از حرکات و برنامه ریزی های انفرادی دارد و این سنت الهی است که با هم شدن و اتحاد و اتفاق بنی بشر همواره ثمربخش و مقرون به نتیجه خواهد بود.
حالا اگر گروهی در مسیر باطل و برای نیل به هدفی نادرست یکدست و یکدل شدند بدیهی است که در راه نیل به همان اهداف مد نظرشان موفق خواهند بود، گرچه این عمل نادرست و ناصواب بوده و مورد رضای الهی نیز نخواهد بود.
اتفاقاً یکی از آسیب های مهم اجتماعی در جامعه مسلمین همین است که گاهی ما در جهت اهداف الهی و خداپسندانه  خود متفرق و بیگانه از یکدیگریم در حالیکه گروه باطل برای رسیدن به هدف نادرست خود متحد و منسجم اند.
پیامد همدلی و همزبانی دولت و ملت در نظام و جامعه اسلامی ، اتحاد و انسجام در راه جلب رضای الهی و تامین سعادت فردی و اجتماعی همگان است و از آنجائیکه نظام اسلامی فارغ از تفاوتهای فردی، ارزش انسان را به تقوا، تفکر و اندیشۀ او می داند بنابراین یک نظام انسانی است، پس همدلی و همزبانی در یک جامعه اسلامی تامین کننده صلاح و فلاح جامعه جهانی و همه انسانها می تواند باشد.
اگر این گونه به ماجرا نگاه کنیم که اهمیت این همدلی و همزبانی تا جایی است که تمام جامعه بشری از ثمرات و دستآوردهای آن منتفع می شوند، اهمیت موضوع و این نامگذاری را بیش از پیش در خواهیم یافت.
روشن است که در نظام و جامعه ای که بنای آن بر آموزه های متعالی اسلام و قرآن است، همدل و هم زبان شدن در راه خیر و با هدف خیر و برّ و تقوی است.
پس این همدلی و همزبانی بین دولت و ملّت در نظام و جامعه اسلامی یکی از مصادیق« تعاونوا علی البر و التقوی...» است و مخاطبین این دستور الهی همه افراد جامعه هستند.
برای باز کردن لایه های بیشتر این موضوع به برخی تفاسیر موجود در رابطه با این فراز از آیه 2 سوره مبارکه مائده نظری می افکنیم.
در تفسیر اطیب البیان آمده است:
« یکدیگر را در کار نیک و پرهیزکاری یاری کنید و در گناه و دشمنی با یکدیگر همکاری نکنید و از خدا پروا نمائید...
(برّ) چنانکه خدای سبحان در کلام مجیدش فرموده، به معنای ایمان به خدا و روز جزاست و (تقوی) به معنای مراقبت و ملازمت بر اوامر و نواهی پروردگار می باشد، پس بازگشت معنای تعاون بر نیکی و تقوا به این است که امت اسلامی باید برایمان و عمل صالح ناشی از تقوای الهی اجتماع نمایند و این امر همان صلاح و تقوای اجتماعی است و در مقابل، تعاون برگناه( یعنی عمل زشت که موجب عقب ماندگی از زندگی سعادتمندانه است) و تعاون بر عدوان( به معنای تعدّی بر حقوق حقۀ مردم و سلب امنیت از جان و مال و ناموس آنان است) قرار می گیرد، که خداوند از این اعمال نهی می فرماید و در آخر با مؤکد نمودن مجدّد می فرماید: از خدا پروا داشته باشید، چون خداوند در عقاب کردن سختگیر و شدید است»
با تأملی در آنچه از تفسیر اطیب البیان در ارتباط با « تعاونوا علی البر التقوی» آوردم، نیک می توان  دریافت که همدل و هم زبان شدن در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تنها وتنها در امور خیر و ثواب است که معنا و مصداق پیدا می کند و این همدل و هم زبان شدن می بایست در راه رستگاری جامعه و منطبق بر اتخاذ مواضع اسلامی و انسانی شکل گیرد.
در واقع چنگ زدن به ریسمان الهی باعث وحدت و جلوگیری از تفرقه است و کسانی که به ریسمان الهی چنگ می زنند  به دنبال نیل به اهداف الهی هستند.
اعتصام به ریسمان الهی موجب وحدت و با المال همدلی و هم زبانی می شود.
پرواضح است که برای رسیدن به یک هدف نامشروع و غیرالهی نمی توان به ریسمان الهی چنگ زد! و همدلی و هم زبانی در یک مسیر و برای نیل به یک مقصد غیرواقعی از نظر  شرع مقدّس و در نظام و جامعه اسلامی مطرود است.
بنابراین اگر نیت الهی بود، مسیر خداپسندانه بود و مقصد نیز رضای الهی بود اینجا تعاون و همیاری و همچنین همدلی و هم زبانی مصداق پیدا می کند.
در تفسیر نمونه آمده است:
« آنچه در آیه فوق در زمینۀ تعاون آمده یک اصل کلّی اسلامی است که سراسر مسائل اجتماعی، حقوقی، اخلاقی و سیاسی را در بر می گیرد، طبق این اصل مسلمانان موظفند در کارهای نیک تعاون و همکاری کنند ولی همکاری در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم و ستم، مطلقاً ممنوع است، هرچند مرتکب آن دوست نزدیک یا برادر انسان باشد. این قانون اسلامی درست بر ضد قانونی است که در جاهلیت عرب- و حتی در جاهلیت امروز- نیز حکومت می کند که « انصر اخاک ظالما او مظلوما» برادر( یا دوست و هم پیمانت) را حمایت کن خواه ظالم باشد یا مظلوم!
... اسلام خط بطلان بر این قانون جاهلی کشیده است و دستور می دهد تعاون و همکاری مسلمین با یکدیگر باید تنها در کارهای نیک و برنامه های مفید و سازنده بوده باشد نه در گناه و ظلم و تعدّی... اگر این اصل در اجتماعات اسلامی زنده شود و مردم بدون در نظر گرفتن مناسبات شخصی و نژادی و خویشاوندی با کسانی که در کارهای مثبت و سازنده گام برمی دارند همکاری کنند، و از همکاری با افراد ستمگر و متعدّی در هر گروه و طبقه ای که باشند خودداری نمایند، بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی سامان می یابد. همچنین اگر در مقیاس بین المللی، دولتهای دنیا، با متجاوز هرکس و هردولتی بوده باشد.. همکاری نکنند، تعدّی و تجاوز و استعمار و استثمار از جهان برچیده خواهد شد»
این حقیر از مطلب فوق این گونه در می یابم که یکی از مواضع همدلی و همزبانی ، یاری و دولتی با مظلوم و دشمنی و محکومیت ظالم است، در واقع بهتر است بگویم یکی از مهمترین خروجیهای همدلی و همزبانی می بایست حمایت از مظلوم و مقابله با ظالم باشد و این همدلی و هم زبانی منجر به اتخاذ موضع و جبهه ی مرضی حضرت حق باشد و به حب و بغض فردی و اجتماعی ما جهت دهد.
همدلی و هم زبانی دولت و ملّت می بایست از سویی منجر به تضعیف و تهدید نظام سلطه گردد و از طرفی  دیگر موجب تقویت و دلگرمی مستضعفان و محکومان جهان گردد. انشاءا.....


     
 
>