ورود     ثبت نام
 
 
Skip Navigation Links
صفحه نخست
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
هنرمندانExpand  هنرمندان
درباره استانExpand درباره استان
فعالیت هاExpand فعالیت ها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره مركزExpand درباره مركز
توليداتExpand توليدات
نمایشگاه مجازیExpand نمایشگاه مجازی
 

گذري بر
فرهنگ مازندران
گذري بر فرهنگ مازندران اقوام ايراني از آن جا كه به تمدن ريشه دار و دير سالِ سرزمين شان گره خورده اند ، داراي فرهنگ غني هستند . مجموعه آداب و رسوم ، رفتارهاي جمعي ، باورها و .... كه با كنش هاي كوچك و بزرگ در زمان هاي خاص و پراكنده بروز مي كند ، فرهنگ اقوام ايران زمين را تشكيل مي دهد كه عمدتاً اشتراكاتي به خاطر هم ريشه بودن ، تعاملات و تبادلات فكري ، سياسي ، اقتصادي و پيوندهاي نسبي و سببي ، با يكديگر دارند .
تعداد مشاهده : 7591 -  پنجشنبه، 15 بهمن 1388  13:46:48

گذري بر فرهنگ مازندران

 

اقوام ايراني از آن جا كه به تمدن ريشه دار و دير سالِ سرزمين شان گره خورده اند ، داراي فرهنگ غني هستند .

مجموعه آداب و رسوم ، رفتارهاي جمعي ، باورها و .... كه با كنش هاي كوچك و بزرگ در زمان هاي خاص و پراكنده بروز مي كند ، فرهنگ اقوام ايران زمين را تشكيل مي دهد كه عمدتاً اشتراكاتي به خاطر هم ريشه بودن ، تعاملات و تبادلات فكري ، سياسي ، اقتصادي و پيوندهاي نسبي و سببي ، با يكديگر دارند . به ويژه اين كه همه ي آن ها اعم از كرد ، لر ، بلوچ ، مازندراني ، گيلاني ، خراساني و فارس ، ايراني اند و از يك مليت و سرزمين هستند . و به طور خاص سرچشمه هاي ديني و اعتقادي همه ي اين اقوام ريشه در يك جريان فكري دارد كه همه ي آن ها را به يكديگر گره مي زند . بديهي است  كه آبشخور آداب ، رسوم ، رفتارهاي جمعي و ... ( فرهنگ ) ، اعتقادات آييني است . ريشه هاي فكري يك ملت كه جاري در باورهاي ديني آن هاست ، خط و ربط رفتارهاي آن ها را رقم مي زند . پس اگر فرهنگ اقوام ايراني به يكديگر نزديك يا شبيه اند به خاطر سرچشمه ي  مشترك فكري و آييني آن هاست و تفاوت هايش هم به شرايط محيطي ، اقليمي و روي دادهاي تاريخي ، وجود انسان هاي تاثيرگذار در سير روزگاران ، جنگ و گريزها و .... بر مي گردد .

مازندران سرزميني است كه هم فرهنگ غني دارد . چرا كه تمدني هم پاي ساير اقوام براي خود رقم زده است و هم شرايط مساعد به واسطه ي وجود و فراواني آب و وجود خاك حاصلخيز ، براي زندگي دارا بوده است . از اين رو بديهي است كه اشتراكات و تفاوت هاي فرهنگي هم با ساير اقوام ايراني به دلايل فوق الذكر داشته باشد .

گستره ي جغرافيايي مازندران از سر حدات شرق گيلان در لاهيجان تاآن سوي گرگان قديم و دامنه ي جنوبي البرز مشترك با استان هاي قزوين ، تهران و سمنان و تا كناره هاي آرام درياي پهناور مازندران ، سرشار از تنوع زيستي ، جولان تفكرات و باورها ، رفتارهاي جمعي و فردي بر محور آداب ، سنن و هنر و مردمي است كه با لهجه هاي مختلف بر واحد زباني مشترك و تفاوت ها و اشتراكات رسومي و اعتقادي به خاطر دو محيط كوهستاني و جلگه اي ، روزگار مي گذرانند .

هر يك از مناطق كوهستاني و جلگه اي مازندران كه امروزه به خاطر تقسيمات جغرافيايي و تفكرات حساب نشده محدود شده است به 23 هزار واندي كيلومتر مربع ، رفتارها و آداب متمايز و متفاوت و نزديك و شبيه به همي را بر اساس اعتقادات آئيني مشترك ، حفظ مي كنند .

همين اقيلم و جغرافياي متفاوت ، دخالت عظيمي در ايجاد تنوع لهجه ها كرده است . تا جايي كه شما در ميان مردم جلگه به واژه ها ، لغات و اصطلاحاتي بر مي خوريد كه در ميان مردم كوهستان آن را نمي شنويد و اين بر اثر همان تنوع زيستي متفاوت كوه و جلگه است و عكس آن هم صادق مي باشد . اما آنچه در اين فرهنگ گسترده ، كهن ، بومي و غني باعث تأمل هر محقق و ماندگاري اصل فرهنگي آن مي شود ، حضور باورهاي عميق در ذره ي آداب و رسوم ها و رفتارها و كنش هاي اجتماعي و فردي است .

تنها به دو  مورد در اين اندك سطور به عنوان نمونه بسنده مي كنم كه بگوييم به طور مثال : مازندراني ها هنگام گرگ و ميش غروب و صبح - كه موقع اذان  و اندكي قبل و بعد آن است آب خنك نمي نوشند ، به ويژه آنهايي كه فرزند در خاك دارند . اول اين كه در اصطلاح مازندراني به اين زمان « بي وقتي » مي گويند ، يعني نه به وقت روز مربوط است و نه به وقت شب . دوم اين كه باور دارند در اين زمان از شبانه روز ، روح مرده ها آزادند و براي رفع تشنگي به خانه ي وابستگان درجه ي اول خود مي روند و اگر در اين زمان ، توسط زنده ها آب نوشيده شود مثل اين است كه سهم آب آن ها را نوشيده اند و تشنگي براي آن ها مي ماند و اگر بخواهند چنين بكنند ( يعني آبي بنوشند ) همه را سر نمي كشد و به طرف پشت سر مي ريزند تا سهمي هم نصيب مرده ها شود  .

و يا اعتقاد آن ها به اين مهم كه اگر بچه اي بيماري سرخجه گرفته نبايد آدم ناپاك او را ببيند كه در اين صورت منجر به تب و شدت بيماري و مرگ بيمار خواهد شد . و از نگاه آن ها ناپاك كسي است كه طهارت خود را رعايت نكند و نتوانند نماز بخواند .

اين نكته اهميت پاك بودن در نگاه مازندراني ها را مي رساند و صدها مثال ديگر از اين دست از باور به آل و حضورش در زندگي انسان و تسخير آن گرفته تا خواندن خروس رو به قبله و آمدن مهمان سرزده كه حبيب خدا است . و اگر قوتي در خانه نباشد ، با تمام وجود اعتقاد دارند كه مهمانِ روزي رِ خدا وِنه همراه يارنِه ( روزي مهمان را خدا به همراه مهمان مي آورد . )

ضرورتاًشرح مختصري مي دهم از موسيقي مازندران كه سرچشمه هاي ظهور آن : * عشق ( مجازي و الهي )– عمدتاً مجازي بر محور داستان هاي عاشقانه ي مشهور مثل طالبا و عاشقانه هاي فردي چون (عامي دتر جان ) است كه سرشار از باورهاي ديني در متن خود هستند .

* اهل بيت ( مثل اميري خواني كه عمده ي رباعيات آن بر محور عشق به حضرت امير (ع) استوار است و در دل خود پرسش و پاسخ ديني و اسلامي هم دارد ) يا سلسله الذهب در موسيقي هرايي مازندراني كه مربوط به اما رضا (ع) ست .

* حزن ( شامل تصنيف هاي فرواني است كه ملودي هاي دوري كوتاهي دارند و عمدتاً بر جدايي يا شكست در عشق سوار هستند ) و اين تصنيف ها هم پر از باورهاي آئيني هستند .

*شادي ( شامل تصيف هاي فراواني است ، كه ملودي هاي دوري كوتاهي دارند و عمدتاً بر طنز و وصل استوارند و براي جشن هاي عروسي و اعياد خوانده مي شوند ) و حتي در اين طيف از موسيقي هم رگه هاي باورهاي ديني به مناسبت اتفاق در متن شعر و موسيقي ، مشاهده مي شود .

دسته اي ديگر از مصاديق فرهنگ غني مازندراني ، رفتارهاي اجتماعي خرد و كلان مردم در زندگي روزمره است كه در آداب و رسوم ، اعياد و جشن ها و سوگواري ها حتي شب نشيني هاي شان تجلي پيدا مي كند .

·          جشن خرمن كه در حقيقت مراسم شكر گذاري برداشت محصول است در پايان فصل درو كه نشان گر مصداقي از رفتارهاي جمعي است كه برمحور باورهاي آئيني مردم اين سرزمين استوار است .

·          دعاي باران ( شِرون يا شِلون ) تجلي گاهي از اعتقادات آئيني در طلب آب از درگاه ايزدي است كه عمدتاً در كنار بقعه ي امام زاده ها كه كه به اهل بيت (ع) متصل هستند ، با پخش آشِ نذري و بر پائيِ مراسم دعا و نيايشِ دسته جمعي انجام مي گيرد .

·          عيد مردگان يا تير ماه سيزده شو كه به مناسبت ياد كرد از مردگان ، هر ساله در يك روز خاص و ثابت برگزار مي شود و در اين روز با پوشيدن لباس هاي نو و پختن غذا و خيرات به نيت و رسيدن ثواب به مردگان و رفتن بر سر قبور آن ها به صورت دسته جمعي تجلي مي يابد .

·          حضور نوروز خوان به عنوان پيك رسيدن بهار در محله ها با ساز و موسيقيِ محلي و سردادن صدا به آوازي خوش با اشعاري كه در مدح رسول و ائمه ي اطهار و وصف طبيعت است و دادن مژدگاني به آن ها از طرف خانواده ها تجلي ديگري از رفتارهاي اجتماعي مردم مازندران بر محور باورهاي ديني است .

·          مِهر كردن ، تاكيدي است بر يادآوري نام خدا در كارهاي روزمره كه بر گرفته از آيين كهن مِهر پرستي است و بعد از ورود اسلام تجلي بيشتري پيدا كرده است . به ويژه اين تاكيد در برخي كارها بيشتر و محكم تر است . مثل سرو كار داشتن با آبِ جوش و غذاي داغ هنگام جا به جايي يا سر زير كردن آن ها در ظرفي ديگر و يا رفتن به صحرا در شب چرا كه در اين هر دو مورد به حضور  جِن باور دارند و با تاكيد بر مهر كردن و ذكر نام خدا مي خواهند از آزار رساندن به آن ها و آزار ديدن از طرف ها به قصد انتقام ، بگريزند .

·          نشست هاي شبانه – شُونيشت – شب نشيني و نقل افسانه ها و حكايت هاي پند آموز براي جوان ترها و طرح چيستان ها كه بخش اعظمي از آن  پاسخ هاي ديني دارند و خود ، نمايه ي ديگري از مصاديق فرهنگي مازندران است كه بر باورهاي ديني و آئيني تكيه دارند .

·          وجود سقانفارها در حياطِ تكايا و حسينه ها ، كه از  عشق و ارادت آن ها به باب الحوائج اباالفضل العباس حكايت مي كند و نكته ي جالب تر آن كه طرح و نقشِ نقاشي هاي روي ستون ها و سقف هاي اين سقانفارها نشان دهنده ي عُمق باور آن ها به قيامت ، معاد ، اهل بيت و .... است كه جز با ديدن آن ها نمي توان بر اين مصداق ها به صورت زنده صحه گذاشت .

·          وجود امام زادگان و معماري زيباي بناهاي تاريخي آن ها ، نشان مي دهد كه مردم اين سرزمين اگر هنري در دست داشتند در خدمت اعتقادات و ارادت خود به اهل بيت از آن بهره جستند .

·          اگر هنگام نشاي برنج به مازندران بياييد و كنار شاليزارها قدم بزنيد حتماً صداي « يا علي » دسته جمعي دور و نزديكي را مي شنويد . اين صدا دو نكته را بيان مي كند . 1 – اين كه كارِ گروهي ، نشاگران روي زميني كه مشغول نشاي آن بودند تمام شده است 2 – آن ها پايان كارشان دست هاي يكديگر را مي گيرند و در گوشه ي همان زميني كه مشغول نشا كردنش بودند 3 بار و هر بار 3 دفعه با صداي بلند و به صورت دسته جمعي نام « علي (ع) » را مي برند تا به اتكاي باورشان محصول آن ها با بركت شود ،  چرا كه آن ها سبز را منتسب به علي (ع) مي دانند و حتي در قسم هاي خود براي كارهاي بسيار مهم ، اين جمله را تكرار مي كنند : به اين سبز مرتضي علي (ع) – ( اشاره به شالي يا سبزه زار * تميزي كه روبروي آن ها است )

در اين اندك ، مجال و فرصتي نيست تا در درياي فرهنگ مازندران با آن گستردگي و فراوانيِ مصاديق و عمق باورهايش غور كنيم . اين يك چند نمونه را جهت آشنايي با جريان جاري فرهنگ زلال و ريشه دار و كهن مردم مازندران آورده ايم .

 باشد كه فرصتي دست دهد تا پيرامون يك يك مصاديق و نمونه هاي فرهنگي اين سرزمين به صحبت بنشينيم . از دوست شفيق و استاد گرانقدرم جناب آقاي كيا كجوري كه بهانه ي نوشتن اين چند صفحه پيرامون فرهنگ مازندران شدند ، سپاسگزارم .

ابراهيم باقري حميد آبادي

7 / دي - 1388



ابراهيم باقري حميد آبادي
 
تقدير از اساتيد و هنرمندان حوزه هنري مازندران
بررسی موانع توسعه تئاتر مازندران
جشن بزرگ تابستانه و آغاز فعاليت هاي آموزشي در حوزه هنري استان مازندران
برنامه هاي ويژه حوزه هنري استان مازندران به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه زهر(س)
جلسات نقد و بررسی اشعار « ترانه » در حوزه هنری مازندران
حوزه هنري مازندران ميزبان پنجمين جشنواره تئاتر استاني ماه
چهلمين روز در گذشت خسرو شكيبايي
دينه سر و شيرين رود در قاب عكاسان
افتخاری دیگر برای فیلمساز حوزه هنری مازندران
تولید انیمیشن در حوزه هنری استان مازندران
نمایش موزیکال و شاد کودکان با عنوان « شهر آدم ، شهر حیوان» در سالن آمفی تئاتر حوزه هنری مازندران
حوزه هنری استان مازندران با برپایی مراسم افطار دهی با حضور پرسنل ، اساتید و هنرمندان استان
نمایشگاه آثار کاریکاتور هنرمند مطرح کشور سید مسعود شجاعی طباطبایی
هنرمندان حوزه هنري مازندران در جشنواره سراسري معرفتي ، هنري هدي
هنرمند جوان هنرمند حوزه هنري مازندران برنده جايزه بين المللي شد
راهيابي كاريكاتوريست هاي مازندراني به بخش ويژه جشنواره هنر متعالي
برگزاري نخستين دوره مسابقه داستان كوتاه « شاليزار »
موفقیت هنرمندان مازندرانی در جشنواره پرتو حسن
نمایشگاه " شهر زیبای من "
همايش (محفل نور) در حوزه هنري مازندران
 
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]