ورود     ثبت نام
 
 
Skip Navigation Links
صفحه نخستExpand صفحه نخست
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
هنرمندانExpand  هنرمندان
درباره استانExpand درباره استان
فعالیت هاExpand فعالیت ها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره مركزExpand درباره مركز
توليداتExpand توليدات
نمایشگاه مجازیExpand نمایشگاه مجازی
 

قسمت اول :
نويسنده اي به نام آناتول فرانس
قسمت اول : نويسنده اي به نام آناتول فرانس كودكي در كتابخانه محقر پدرش ، كتابها را زير و رو مي كرد و با حرص و ولع شديدي آنها را از قفسه بيرون مي كشيد و بي اراده آنها را ورق مي زد . از تماشاي اشكال و خطوط و الوان و تصاوير شادي كودكانه اي به او دست مي داد . اسباب بازي اين كودك همين كتابها بود و وقتي از اين اسباب بازي ملول مي شد به سراغ مهمانان پدر كه هر روز در دكان كتاب فروشي او محفل انسي تشكيل داده و ....
تعداد مشاهده : 1472 -  سه شنبه، 30 تير 1388  08:37:49

قسمت اول :

نويسنده اي به نام آناتول فرانس

  كودكي در كتابخانه محقر پدرش ، كتابها را زير و رو مي كرد و با حرص و ولع شديدي آنها را از قفسه بيرون مي كشيد و بي اراده آنها را ورق مي زد . از تماشاي اشكال و خطوط و الوان و تصاوير شادي كودكانه اي به او دست مي داد . اسباب بازي اين كودك همين كتابها بود و وقتي از اين اسباب بازي ملول مي شد به سراغ مهمانان پدر كه هر روز در دكان كتاب فروشي او محفل انسي تشكيل داده و درباره موضوعات علمي و ادبي و فلسفي بحث مي كرند ، ميرفت و جسته و گريخته از محلفشان كسب فيض مي كرد . رفته رفته زندگي او در محيط كتاب و معاشرت روزانه با ادبا و دانش پژوهان در روحش نقش ثابتي گذاشت و خط سير زندگاني او را براي هميشه معين كرد . هر اندازه كه رو به رشد مي رفت علاقه و عشق او به كتاب و تفكر در آثار و احوال گذشتگان نيز رو به فزوني مي گذاشت . ساعات دراز در كتابخانه پدرش مي نشست و در عمق تاريخ فرو مي رفت و به تفحص اوراق گذشتگان مي پرداخت و از خرمن دانش و هنر پيشينيان خوشه ها مي چيد ، عصاره ي بهترين افكار و آثار آنها را همچون زنبور عسل مي مكيد تا روزي از قريحه تابناك و از سرچشمه فياض نبوغ بي همتاي خود ، آثار جاوداني پديد آورد و نام آناتول فرانسوا تيبو معروف به آناتول فرانس را ابدي سازد . اما شگفت آنكه نمره ي انشاي اين استاد سخن و اين نويسنده ي بزرگ كه بعدها به پادشاه نثر فرانسه لقب گرفت در مدرسه « استانيسلاس » بد بود و از شاگردان گيج و تنبل به شمار مي رفت . بطوريكه او در امتحانات نهايي متوسطه با تنفر و خشم معلم خود مردود شد . زندگاني ادبي آناتول فرانس با انتشار مقالاتي در روزنامه ها و مجلات آن عصر آغاز مي گردد و نخستين اثري كه به صورت كتاب منتشر نمود در 1868 رساله اي تحقيقي در باب « آلفرد دوونيين » شاعرمعروف فرانسوي بود و در 1873 نيز ديوان اشعار خود را به نام « اشعار طلايي » انتشار داد كه نقادان ادبي فرانسه آنها را در نهايت  انسجام و زيبايي تشخيص دادند . اما فرانس از آن پس ديگر پيرامون شعر نگرديد و تنها بكار نثر پرداخت . در 1876 به سمت كتابدار وارد كتابخانه سنا شد و در آن جا نيز رشته انس و الفت او با كتاب بيشتر استوار گرديد و در عين حال با « لومتر « ناشر آثار نويسندگان كلاسيك همكاري مي كرد و يادداشت ها و مقدمه هايي بر كتاب هاي آن بزرگان مي نوشت كه ذوق نكته سنجي و خرده گيري و روح طنز و استهزاي او از خلال همان يادداشت ها نمودار است . اغلب اين يادداشت ها  در يك جلد به نام « نبوغ لاتين » گرد آوري شده است .

دو نوول بزرگي كه آناتول فرانس در اوايل نويسندگي با هم منتشر نمود به نام « ژوكاست » و « گربه لاغر » است كه به اهميت آثار بعدي او نيست . اما نبوغ خدادادي وي در نخستين شاهكار او به نام « گناه سيلو ستر بونار عضو انستيتو » به حد كمال ظاهر گشت و اين اثر استاد به عنوان نمونه نثر فصيح و موزون شناخته شد . فصاحت عالمانه « مسيو بونار » در اين كتاب و نطق هاي او خطاب به گربه اش « هاميلكار » و به آشپزش « ترز » فراموش شدني  نيست . فرانس در 1886 براي انتقادات ادبي و اظهار نظر درباره كتاب هاي روز در روزنامه « تان » به كار مشغول شد . اما در مقالات خود از همه چيز بحث مي كرد . به جز درباره كتاب هاي روز . اساس مقالات او روي احساسات و تأثرات شخصي خودش بود . چه شغل انتقاد به عقيده او عبارت از « نقل ماجراهاي روح خودش در ميان شاهكارها » بود . اين مقالات كه بعداً به صورت چهار مجلد تحت عنوان « حيات ادبي » تدوين گشت مشحون از لطايف و ظرايف ادبي و نكات دقايق باريكي است كه احاطه و استادي او را در فن نكته سنجي و انتقاد مي رساند . در 1893 فرانس از همكاري با روزنامه تان دست كشيد و داستان نويسي را بر انتقاد برتري داد چرا كه در اين زمينه عرصه وسيع تري براي طنز و تمسخر داشت . در 1889 مجموعه اي از قصصه هاي كوتاه او به نام « بالتازار » و در 1890 داستان مشهور « تائيس » را منتشر ساخت . تائيس داستان زاهدي عيسوي است به نام « پافنوس » كه يكباره دل و دين به تائيس روسپي اسكندريه اي مي سپارد و در راه عشق او پشت پا به زهد چندين ساله مي زند . « جلد صدف » نيز شامل پانزده داستان او است كه در سال 1892 منتشر گرديد . كتاب « بريان پزي ملكه صبا » را سال بعد يعني 1893 منتشر كرد و در اين كتاب كه داستان سحر و شعبده غريبي است ، « ژروم كوانيار » قهرمان معروف كتاب هاي آناتول فرانس كه در واقع كسي جز خود مولف نيست ، با همان رندي و لاقيدي به مقررات اخلاقي و رسوم و آداب ، به همه تشكيلات و دستگاه اجتماعي با نظر تمسخر و ترديد مي نگرد و مجدداً همين شخص در كتاب « عقايد ژروم كوانيار » كه به سال 1893 منتشر گرديد علم و فلسفه و اخلاق و سياست و تاسيسات اجتماعي را به باد ريشخند و انتقاد مي گيرد و در نظر او هيچ چيز بر اساس منطق و عقل استوار نمي باشد . با كتاب « زنبق سرخ » آناتول فرانس اندكي از روش خود انحراف مي جويد و اين بار حقيقتاً به صورت داستان نويس جلوه گر مي شود كه از حسادت و آلام و تاثرات عشق بحث مي كند . اما دوباره به مستي خاموش تفكر باز مي گردد و در « باغ اپيكور » افكار مقطعي درباره و سعت جهان ، پايان دنيا ، علوم ، اديان ، لزوم شر ، معجزه ، زيبايي ، زنان و غيره به او دست مي دهد كه از همه اينها يك نتيجه مي گيرد و آن بر عبث بودن دنيا است و در نظر او جهان غير قابل فهم است . در 23 ژانويه 1896 آناتول فرانس به جاي « فرديناند دولسپس » با 21 راي در مقابل 12 راي به عضويت فرهنگستان فرانسه انتخاب گرديد اما پس از چندي قضيه معروف « دريفوس » كشور را به دو دسته تقسيم كرد . فرانس كه در آغاز امر بدين قضيه توجهي نداشت ناگهان با شدت و حرارت هر چه تمامتر در صف هواخواهان تجديد نظر در اين قضيه ، وارد مبارزه گرديد و از اين پس او را در مجامع عمومي و مجالس سخنراني پشت ميزهاي خطابه مي ديدند كه با حرارت تمام در اين باره نطق مي كند . وي در ضمن اين خطابه ها بيش از پيش نشان مي داد كه تا چه اندازه پيرو و مقلد فلاسفه قرن هجدهم است . اين تغيير روش بويژه در چهار مجلد از آثار او كه در سال 1897 تا 1901 تحت عنوان « تاريخ معاصر » به چاپ رسيد به خوبي نمايان است . حرارت او در موضوع « دريفوس » باعث شد كه فكر ايجاد قهرمان جديدي به وي الهام گردد .

اين قهرمان جديد « كرنكوبيل » دستفروش است كه قرباني يك اشتباه قضايي كه في نفسه كوچك ولي از لحاظ نتيجه و معني فوق العاده بزرگ بود گرديد . « قضيه كرنكوبيل » نوول جديدي بود كه در 1902 منتشر شد و بعدها تحت عنوان « كرنكوبيل ، پوترا ، ريكه و چند داستان ديگر » به صورت كاملتري در آمد . در اين عصر ناگهان آناتول فرانس به رساله هاي سياسي پرداخت . رساله ي « عقيده اجتماعي » شامل خلاصه اي از آخرين تاليفات اوست و « كليسا و جمهوري » و « به طرف يك عصر نوين » نيز شامل مجموع نطقها و خطابه هايي است كه در فاصله 1898 تا 1904 راجع به قضيه دريفوس ايراد كرده است . با وجود اين  از تاليفات فانتزي تخيلي نيز دست نكشيد . « سرگذشت مضحك » داستان دو دلداده ايست كه ناگريز مي شوند در نتيجه حسادت بعد از مرگ يك نفر انتحار كرده و از هم جدا شوند . « بر سنگ سفيد » 1905 ، در واقع اتصال دو حكايت است به يكديگر . از يكسو شرح ماجراي والي « كاليون» است كه با دوستانش درباره مقدرات رم بحث مي كنند و از سوي ديگر مكاشفاتي است كه به صورت رويا از اوضاع و احوال دنيا در سال 2270 ميلادي به او دست مي دهد و آن موقعي است كه بزعم مولف ديگر شهرها و ممالكي وجود نخواهند داشت و « اتحاديه اروپايي » صورت حقيقت خواهد يافت و « جزيره پنگوئن ها » 1908 چه از لحاظ سبك و چه از نظر معني بيشتر به تخيلات « ولتر » شباهت دارد و تاريخ فرانسه را در طي افسانه درازي شرح مي دهد و در پايان ، تاريخ را يك رويايي هول انگيز و بشر را حيوان شروري معرفي مي كند .                         محمد طالبي



پژوهش
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]